برنامه گروههای کوهنوردی اصفهان
ارائه برنامه گروههای کوهنوردی(رسمی و غیررسمی) اصفهان بصورت متمرکز 
قالب وبلاگ

به کانال
"برنامه گروههای کوهنوردی اصفهان"
بپیوندید
https://telegram.me/bgesfahan

ارتباط با گروه ها
اخبار و مطالب مفید
مطالب در مورد "پرونده‌ای برای کوه صفه"

 

پرونده‌ای برای کوه صفه (بخش چهارم) 

تحلیلی زیست­ محیطی بر پروژه ­های عمرانی «کوه صفه»

روزنامه ایران - یکشنبه چهاردهم شهریور 95

http://www.iran-newspaper.com/newspaper/page/6303/11/149227/0

قرنها «کوه صفه» در جنوب غرب اصفهان از تمام بام­های شهر دیده می‌شد.  قبله‌نمایی طبیعی بود و نزد اهالی تقدسی ویژه داشت. سالهای اواخر پهلوی و اوایل انقلاب، شبهایش ناامن و جولانگاه اشرار بود که مدیران شهر، کم­کم فضایی سرسبز با روشنایی مقبول و اتاق نگهبان در دامنه ­اش فراهم آوردند تا ناامنی­ها از میان برود و خانواده­ها عصرانهی تابستان و آخر هفته را در آنجا بگذرانند و آرامش بلندی­ها و دره­هایش نیز پناه دلچسب کوهنوردان و اهل­دلان و آوازخوانان از پریشانی و شلوغی شهر بماند، و براستی "عموم مردم" هر هفته جان تازه­ ای از تفرج در آنجا می­گرفتند. تا اینجا، سوای برخی نازیبایی­ها  چون باغ وحش یا بهتر بگوئیم «شکنجه­گاه حیوانات»، با کاربری مصوب در طرح شهرسازی اصفهان همخوانی داشت.

از اوایل دهه هشتاد خورشیدی، تخریب گسترده­ی طبیعت آنجا با نصب پایه­های خط یکم تله­کابین، آغاز شد. شاید آن روزها عجیب می­نمود که تماشای مناظر خشک و سنگی کوه از درون کابین­ها چه هیجان و ضرورتی دارد که اینهمه ریخت ­وپاش عمرانی بطلبد؟ درحالیکه با سی یا چهل دقیقه پیاده­روی می­توان مسیرش را پیمود و به ارتفاعاتش رسید! اما تله­کابین، آغاز جریانی بود که بسترهای پولسازی فراوان بهمراه داشت. روند «کوه خواری» با ساخت رستوران چند طبقه­ ی زاگرس در جای دیگری از دامنه ادامه یافت و بتدریج فضای طبیعی جای خود را به رستوران و کافه و چایخانه داد و هزاران تن سیمان و فولاد و مصالح تبدیل به دکان­های کاسبی شد. از آن زمان دیگر علاقه و احترام به کوه و طبیعت ملاک نیست. مهم نیست کفش مناسب بپوشید و در قید و بند اصول طبیعت­گردی باشید. کافیست اسکناس بپردازید، در عوض جای­جایِ کوه برای شما تبدیل به پیاده­رو می­شود. اگر علاقه به پیاده­روی ندارید، تله­کابینی که معلوم نیست با تائید کدام مرجع قانونی راه ­اندازی شده، شما را تا مراکز تفریحی می­رساند. حتی اگر نخواهید پول تله­کابین بدهید، تاکسی­ها آماده اند تا شما را در مسیر کوهپیمایی جابجا و البته گرد و خاک و دود را نصیب کوهنوردانی کنند که حاضر به پرداخت حق­الزحمه خدمت ­رسانی نشدند. چندین هکتار زمین چمن سیراب می­شود تا خدای ناکرده زیراندازتان به خاک و خاشاک کوهستان آلوده نگردد. در مجموع طبیعت قربانی می­شود تا هرگونه امکان راحتی و سرگرمی که رضایت «عموم مردم» را بدنبال دارد مهیا گردد!

 اما بد نیست آندسته از «عموم مردم» که ناآگاه از پیامد رفتار نادرست با طبیعت، تنها و تنها تفریح را در رستوران و چایخانه و بولینگ و ... می­جویند، با پاسخ­های طبیعت به این رفتار آشنا شوند. پاسخ­هایی که مدیران مربوط یا نمی­دانند و یا شرح آن را به مصلحت از یاد برده اند:

 

بازخورد اول، افزایش بیش‌از حد آلودگی هواست که می‌بایست مورد توجه جدی قرار گیرد. دکتر سید احمد خاتون‌آبادی عضو هیات علمی دانشگاه و پژوهشگر توسعه پایدار و ترویج محیط‌زیست، با تحلیل موقعیت کوه نسبت به دشت اصفهان میگوید: «برنامه­ی گسترش جاذبه­های گردشگری و تفریحی در منطقه متمرکز شده­اند، همچنین تردد خودروهای سبک و سنگین از اتوبان مجاور صفه (کمربندی شمال غرب به جنوب غرب) برای دسترسی به شهرک­های مسکونی، مراکز درمانی اطراف و شهرک­های صنعتی نیز موجب افزایش آلودگی بیش از حد قابل تصور می­شود که با وجود بلندی صفه و برج­های شهرک ولیعصر، بنظر میرسد جریان خروج آلاینده ها با موانع فیزیکی روبروست. از جمله روشهای ایجاد تعادل در این حجم وسیع آلاینده ها، کاهش مراکز گردشگری و خدماتی در دامنه­­ی کوه صفه می باشد».

میزان ایستایی هوای آنجا قابل اندازه­گیری­ست.  شاید بتوان کوه صفه و جریان باد را شبیه سنگی بزرگ میان روخانه تصور کرد: جریان آب با سنگ برخورد کرده و از دو سمت آن به پیش می­رود، و مقداری آب پشت سنگ ساکن مانده و کمی چرخش در جای خود دارد. اگر چنین باشد، زمانی که هزاران اتوموبیل در خیابانهای اطراف مشتاقانه در صف ورود به پارکینگ­های تازه ساز آنجا باشند، آلودگی در آن هوای نسبتا راکد به میزان وحشتناکی افزایش یافته‌است. اینکه آیا پیش از خرج میلیاردها تومان برای امکانات گردشگری و پارکینگ، به ایستایی هوا و آلاینده ­ها توجه شده یا نه، یک سوی ماجراست و سوی دیگر، سلامت همان «عموم مردم» است که هزاران خودرو و موتورسیکلت به منطقه اضافه کرده و دود آنرا استنشاق می­کنند و به خیال خود، از هوای ناپاک شهر به هوای پاک پناه آورده­اند.

 

هجوم جمعیت به کوه صفه، اثر زیانبار و خطرناک دیگری نیز بهمراه دارد: تشدید فرسایش! دکتر محمد کوشافر، پیش از هر دستکاری در محیط طبیعی «ارزیابی محیط ­زیست و مطالعات اکولوژیک» را ضروری می­داند. وی معتقد است «کوه صفه توسط انسان به همان بیماری زاینده­ رود مبتلا شده ­است: بارگذاری بیش از حد توان و تحملش». این استاد خاک­شناسی و محیط­زیست می­گوید: «کاشت و آبیاری گیاهان غیر بومی در قسمتهای مرتفع و کنار بسترهای سنگی، موجب تشدید هوازدگی سنگها  و خرد شدن آنها و برهم خوردن شرایط تعادل اکولوژیک خواهد شد.  همچنین پیش از کاشت انبوه درختان که باعث افزایش نیاز آبی و مصرف انرژی می­شود، باید ارزیابی لازم انجام گرفته ­باشد و در صورت لزوم از گیاهان بومی منطبق با ویژگیهای منطقه استفاده شود».

می­توان حدس زد که نتیجه ­ی تشدید فرسایش، بتدریج بالارفتن میزان ریزش سنگ است و سستی مسیرها و احتمال سقوط. البته دست­اندرکاران نیز با ادعای ایمن­سازی، هزاران مترمربع جایگاه و محوطه و پیاده­روی سنگفرش­ از پایین تا بالای کوه پهن کرده­اند و بنا را بر آن دارند تا جایی که انگیزه­هایشان باقیست، دیگر قسمت­ها را نیز با سنگ کیوبیک فرش کنند که معلوم نیست قیمت هر متر آن چه فوایدی برای چه افرادی بهمراه دارد.

 

اینها بخشی از مصیبت های کوه صفه اصفهانند و شاید از نگاه طبیعت­پژوهان و بوم­شناسان، بیش از این باشند. انبوه زباله­ ها، حیات وحش و اکوسیستم رو به دگرگونی آنجا! از سوی دیگر، سازه­های تله­کابین بر فراز کوه و در حریم قلعه­ ی تاریخی پیش از تکمیل حفاری­های باستان شناسی نیز رنج­نامه ­ی دیگریست که حساسیت مدیران فرهنگی را نیازمند است.

انبوه ساخت ­وساز، جمعیت بیشتر بهمراه دارد و جمعیت بیشتر، احتمال فرسایش و مشکلات و حوادث بیشتر، و این چرخه تا آنجا به پیش می­رود که مدیریت شهری یا بجای تصمیمات خودسرانه، قوانین و رای کاربلدان و دلسوزان را سرلوحه تصمیماتش قرار دهد، و یا کار را یکسر کرده و تا قله­ی کوه را تبدیل به پیاده­رو و رستوران و چایخانه و زمین­بازی و ... کند. البته شق دوم چندان دور از ذهن نیست:  دست ­اندرکاران، راه­اندازی مراکز رفاهی و خدماتی در نزدیکی قله را وعده داده­اند که با نگاهی بر سابقه عملکرد ایشان تا بدینجای کار، می­توان فجایع آینده را پیش­بینی کرد.

چه نیکوست اگر شهردار جدید اصفهان، آنچنان که باید برای انجام "کار درست" پیشگام شود. همانگونه که در پی مخالفت طبیعت دوستان، با ساخت پارک دلفین مخالفت نمود تا دلفین­های بیشتری به قیمت اسکناس و تماشا و تشویق همان "عموم مردم" شکنجه نشوند.

 

با همین روال نامبارک، پس از چندی تنها رویایی از هیبت کوه باقی میماند و پهنه­ای آشفته و آلوده از دود و انبوه جمعیت، که نه تنها طبیعت­دوست و کوهنورد، که هر شهروند را برای ساعتی پیاده­روی و استراحت آسوده، رغبتی به آنجا نیست. شهر به ناچار از شرق و شمال به اطراف کوه خزیده و دیگر تقدس قبله­نمای آن روزها هم کمرنگ­تر شده­است.  نفس­های کوه صفه بعنوان موهبتی طبیعی و فرهنگی به شماره افتاده اند و مرگ آن، فضاحتی دیگر چون عبور مترو از زیر خیابان چهارباغ و برج بی­قواره­ی جهان­نما در برابر میدان نقش­جهان را در کارنامه­ی برخی از مدیران قدیمی شهر بر جا خواهدگذاشت.

روزنامه «ایران» آماده انتشار نقدهای کارشناسانه ازسوی صاحبنظران و مسئولان پیرامون گزارش حاضر است

 http://www.iran-newspaper.com/newspaper/page/6303/11/149227/0

 

[ سه شنبه ۱ تیر ۱۳۹۵ ] [ 5:21 ] [ مسعود ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

قابل توجه بازدید کنندگان

این وبلاگ هیچ گونه مسئولیت در قبال برنامه های ارائه شده توسط گروهها از نظر قانونی,اخلاقی, نحوه اجرا,هزینه,زمانبندی و کلیه مسائل مربوط به برنامه ها را بعهده نمی گیرد و ذکر برنامه ها صرفا جهت اطلاع رسانی و دسترسی راحت تر کوهنوردان عزیز می باشد.
گوناگون