پروندهای برای کوه صفه (بخش پنجم)

مصاحبه با یک باستان شناس
روزنامه همشهری – سه شنبه شانزدهم شهریور 95
حدود بیست سال پیش، دکتر «علیرضا جعفری زند» نخستین بررسیهای باستانشناسی را در محوطه باستانی بالای کوه صفه آغاز میکند و مدعی میشود قدمت آثار به قبل از اسلام یعنی دوران ساسانی و یا شاید هخامنشی باز میگردد. وی هماکنون بعنوان استاد باستانشناسی و عضو هیئت علمی دانشگاه، از ساخت وساز در محوطه باستانی بالای کوه صفه و اصرار و شتاب مسئولین برای کشاندن انبوه جمعیت به آنجا پیش از تکمیل کاوشها، بسیار متاسف و گلهمند است.
این روزها اخبار مختلفی پیرامون کوه صفه و قلعه باستانی آن منتشر میشود. از طرفی مدیران شهری عزم خود را جزم کردهاند به احداث و گسترش انواع و اقسام پاتوقهایی که بقول خودشان برای خدمت به شهروندان و گردشگران ساخته میشوند، آن هم دیوار به دیوارِ بقایای سنگی بجا مانده از قلعه، و از طرف دیگر تیم کاوش به سرپرستی خانم «دکتر سعیدی»، هر از گاهی خبرهای جدید پیرامون یافتههای تاریخی و نتایج بررسیهای علمی خود ارائه میدهند.
دکتر علیرضا جعفری زند در پاسخ به سوالی پیرامون به آسیبهای خط دوم و ایستگاه تله کابین در حریم محوطه باستانی، می گوید:
...اصل موضوع، مخدوش کردن حریم منظر آثار تاریخی است، چون اصالت آن را گرفته اند. در هیچ جای دنیا این اتفاق نمیافتد که در یک محوطه تاریخی، چنین فضایی ایجاد کنند تا زیبایی و اصالت آن را بگیرد. امروز نباید فقط به این فکر کنیم که تعداد زیادی توریست برای بازدید بیایند، اصلا در هیچ جای دنیا اینطور نیست، اتفاقا میگویند تعداد زیاد بازدید باعث فرسودگی آثار میشود.
تمام این تیرها و ساختارهای فلزی، ابهت و زیباییِ دژ را گرفته اند. یعنی دیگر هیچگاه در اینجا یک فضای تاریخی مشاهده نمیکنید. در عوض ساختار مدرنی میبینید که به دیوارها و ویژگیهای تاریخی قلعه دهن-کجی میکند. همچنین فضای تاریخی را تحت الشعاع قرار داده و ابهت آن را گرفته است. یک دیوار شکسته در مقابل این ساختار چه وضعی پیدا میکند جز اینکه به حالتی حقیر و ویرانه به چشم بیاید؟ ... در اینجا یک قلعه هست که هنوز حرفش را نزده و کاوش و لایه برداری آن بطور کامل انجام نشده است. کاری که اکنون انجام میشود مخدوش کردن آثار است!
وی در مورد حفاریها و مرمت انجام شده توسط تیم سازمان نوسازی و بهسازی شهرداری که ادعا میشود با نظارت اداره میراث فرهنگی اصفهان انجام میشود، می افزاید:
لازم است بطور واضح عرض کنم آنچه در کشور ما بنام مرمت در حال انجام است ... در واقع یک نوسازی است و دانشی پشت آن نیست و ما آنها را بعنوان مرمت قابل قبول نمیشناسیم. هم اکنون شما در کوه صفه، نوسازی میبینید بجای مرمت. ... یعنی شما دیگر اثر تاریخی مشاهده نمیکنید، یک ساختار جدیدِ بازسازی شده میبینید! کافیست سری به اروپا، مصر یا دیگر کشورهای تاریخی بزنید ... در کشورهای نزدیک به ما شبیه هندوستان و یا عراقِ پیش از صدام که سعی میشد روش مرمت آثار اصولی باشد.اینکه به مرمت بعنوان نوسازی نگاه کنیم و سپس از تمیزی و زیبایی کار تعریف کنیم، یک دید غیراصولی است. اتفاقی که در کوه صفه افتاده، و وقتی به بنا نگاه میکنید گویی آن را به تازگی ساخته اند. دیگر هیچ قدمت و اصالتی نمیبینید.
ناظران (میراث غرهنگی) چه کسانی هستند؟ معرفی بشوند، رزومه ایشان را منتشر کنند که این افراد قبلا کجا کار کرده اند و تحصیلات آنها چیست؟ ممکن است کسانی ادعای تحصیل در رشته ای داشته باشند، ولی باید از آنها خواست تا زمینه فعالیت کاری و سابقه خود را نیز ارائه دهند. پس تصور نمیکنم متخصصی در این محل حضور داشته، وگرنه بازدهی کار به شکلی که میبینیم نبود! ... به قاطعیت میگویم که متاسفانه این نوسازیها باعث از بین رفتن تمام شواهد تاریخی خواهد شد.
این استاد باستان شناس، با توجه به شرایط فعلی پروژه تله کابین، راهکار پیشنهادی خود را اینگونه مطرح کرد:
اگر تجربهای در این مورد نداریم، باید از کسانی که سابقه بیشتری دارند پیروی کنیم. پروژههای آنها را ببینیم که به چه نتایجی رسیده اند، و سپس روی اثری اینچنین، کار کنیم. ضمن اینکه در کشورهایی مثل چین که آثار و معابد باستانی روی ارتفاعات دور از دسترس است، بخاطر اینکه شکوه آثار را نشان دهند، سعی میکنند همان راه باستانی آن را احیا کنند ... در کوه صفه نیز باید چنین شود، تا متوجه شوند که در زمان ساسانی چه قلعه ای ساخته شده و برای بالا رفتن، اینقدر دچار مشکل بوده اند. بنابراین ضمن جذابیت بیشتر، باعث میشود توریست غیر فرهنگی نیاید که باعث تخریب شود.
بعنوان نمونه دوره اسلامی: «غار حرا»! هزار پله باید بالا بروید تا به این غار برسید، آیا نمیشد تله کابین زد؟ در شبه جزیره «سینا»، «کوه طور»، محلی که حضرت موسی تجلی حق را دید، از پایین تا بالای کوه (جایی که حضرت موسی رفته)، بیش از هزار پله هست و جهانگردان مذهبی برای دیدن آنجا، رنج راهپیمایی و کوهنوردی را تحمل میکنند. در ایران ما: «دژ بابک خرمدین» در کوههای کلیبر استان اردبیل را داریم ... متاسفانه کوه صفه الگوی ناشایستی برای محوطه هایی شبیه دژ بابک خرمدین خواهد بود تا بجای پله ها، از تله کابین استفاده کنند. ... اگر در پایین صفه تله کابین ساختند و فضاسازی کردند، آیا باید تا بالای کوه ادامه پیدا کند؟ من یکی از مخالفین جدی این پروژه بوده و هستم و هر بار از من سوال شده، واضح و شفاف گفتهام. چرا که رفتار با آثار دیگر کشورهای دنیا را دیده ام.
تله کابین در ناژوان (پارک غرب اصفهان) هم هست. اینجا کوههای شمال تهران نیست که مسافت زیاد باشد و هیچ اثر تاریخی ندارد.مگر در اصفهان تعداد کمی گردشگر می آیند؟ اگر فضای مناسبی ایجاد شود، بدون کوه صفه هم به اصفهان خواهند آمد. ولی علاقمندان یا آنهایی که عمیقتر به این آثار نگاه میکنند، سختی را به جان میخرند و پیاده به بالای کوه میروند.
مشروح مصاحبه را میتوانید در صفحه همشهری آنلاین بخوانید:
http://www.hamshahrionline.ir/details/345578/Culture/culturalnews